باسمه تعالی
معنی عشق


دختر جواني چند روز قبل از عروسي آبله سختي

گرفت و بستري شد. نامزد وي به عيادتش رفت و

در ميان صحبتهايش از درد چشم خود ناليد.

بيماري زن شدت گرفت وآبله تمام صورتش را

پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عيادت نامزدش

مي رفت وازدرد چشم مي ناليد. موعد عروسي فرا

رسيد. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از

شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

همه مردم مي گفتند چه خوب عروس

نازيبا همان بهتر که شوهرش نابينا باشد. ??سال

بعد از ازدواج زن از دنيارفت، مرد عصايش را

کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند. مرد گفت: “من کاري جز شرط

عشق را به جا نياوردم